تولید کننده آموزش و محصولات مبتنی بر برنامه نویسی مدرن

۱۳ مطلب با موضوع «فراتر» ثبت شده است

علم دور ریز

برای نوشتن پروژه راه‌های اصولی هست مثل این که اول تمام نیاز‌های پروژه رو بدونیم و تمام نیازها و راه‌های رسیدن بهش رو بررسی کنیم معماری رو مشخص کنیم و بعد شروع به کد زدن کنیم.

اما حقیقت اینه که توی پروژه معمولا به این شکل پیش نمیریم و مشتری هم نمیتونه در اول کار تمام نیاز های خودش رو به صورتی که توی ذهن خودش هست بیان کنه و یا بعد از بیان کردن ممکنه با تکمیل پروژه تصمیم بگیره قسمتی رو تغییر بده و بهتر یا بدترش کنه به تصمیم خودش بستگی داره ولی این کار هزینه رو میبره بالا چون مجبور می‌شیم یک راه جدید رو برای اعمال نیاز بریم.

من نمیخوام بهتون درس مهندسی نرم افزار بدم برعکس من یک عمر از همه مواردی که توی زندگیم و توی بقیه مشاغلی که داشتم برام پیش اومده بود توی برنامه نویسی استفاده کردم و به نظرم رسید که الان وقت اینه یه چیزایی هم از این شغل یاد بگیرم و وارد زندگیم کنم البته توی این پست میخوام از این اصل مهندسی نرم افزار در تحقیق و یادگیریم استفاده کنم. الان که به گذشته نگاه می‌کنم از وقتی شروع به یاد گیری کردم خیلی موازد و موضوعات رو دنبالش رفتم تا سطح مقدماتی یا متوسط یا بعضا پیشرفته ولی خیلی از این موضوعات حتی یک بار هم به کارم نیومد مثلا من رفتم سراغ انیمیشن سازی یاد گرفتم تا حدی وقت گاشتم براش ولی من انیمیشن ساز نیستم و قرار هم نیست بشم البته علاقه دارم ولی علاقه تنها عنصر مهم برای این که شغلم رو انتخاب کنم نیست و این رو میدونستم که انیمیشن سازی قرار نیست شغل اصلی من باشه ولی باز براش وقت گذاشتم و الان که نگاه می‌کنم یجورایی این علمم دور ریز شده چون ازش استفاده‌ای نمی‌کنم.

ادامه مطلب...
۲۳ دی ۹۷ ، ۰۰:۲۱ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بهنام صباغی

استارتاپ یا استارت آب ؟

پستی در زومیت مرا به نوشتن وادار کرد :

یادداشت: چرا یک ضد استارت آپ هستم؟

و اما این پست قسمتی از حرف‌های دل من رو زد و داغم رو تازه کرد و دستم رو روی کیبورد برد.

خب کلیت پست بالا اینه که میگه این استارتاپ‌هایی که توی ایران باب شده به درد دنیا و آخرت کسی نمیخوره و بعد از یک بازه یکساله استارتاپنما شکست میخوره و از حباب در میاد.

و حرف مهم دیگه ای که گفت این بود که استارتاپ باعث از بین رفتن روحیه همکاری توی ایران شده و این هم کاملا درسته کم نیستند کسانی که میبینیم توانایی تا حد قابل قبولی دارند سعی میکنی ازشون توی یک پروژه که خیلی به درد جامعه میخوره استفاده کنی یا معرفی میکنی به یک شرکت بزرگ که باهاش همکاری کنند و پروژه های واقعی و واجب بزنند ولی اینها به دلیل این که یک سایت زدند و توش فروم داره و خبر میذارند فکر میکنند صاحب استارتاپ هستند و حاضر به همکاری با هیچ کس نیستند چون فکر میکنند شرکتشون و استارتاپی که هیچ خروجی نداره از همه دنیا مهمتره و از اون مهم تر مدام از نبود حمایت مینالند .

وقتی این سایت و وبلاگ ها رو میبینم که اسم خودشون رو گذاشتند استارتاپ و مقایسه میکنم با مثلا استارتاپ موفق در حوزه محاسبات کوانتومی یا مثلا با استارتاپی که به دلیل پرتاب بدون مجوز ماهواره به فضا جریمه 900 هزار دلاری شده واقعا شرمم میگیره خیلی بده که افراد نیمه قوی و یا حتی قوی تک تک به اسم استارتاپ گوشه گیر بشند و روی کارهای با ارزش پایین کار کنند.

وقتی بهشون میگی چرا هیچ کار بزرگ و بدرد بخوری نمیکنید سریع میگند داریم پروژه میزنیم خرجون در میاد و یا میگند نیرو کم داریم بیا کمک تا بزنیم. اخه خب عزیز من بیام کمکت پست بزنم روی سایت اسم خودمم بذارم استارتاپی ؟ بشین فکر کن یه کار بدرد بخور بکن الان ایران توی همه زمینه ای پیشرفت کرده فقط جا ندارند دانشمنداش اظهار نظر کنند که اومدی وبلاگ زدی و فروم برای بحث ؟ نیاز رو بشناسید بزرگ فکر کنید و کوچک شروع کنید سعی نکنید فقط برای این که همه چیز دست خودتون باشه و خودتون رییس باشید پشت پا بزنید به همه دنیا.

منتظر نظرات شما دوستان هم هستم با تشکر

۱۰ دی ۹۷ ، ۱۹:۰۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهنام صباغی

تا توانی کدی به دست آور *** که کد نوشتن هنر نمی‌باشد

با نام و یاد خدا در خدمت شما عزیزان هستم با یک پست تر و تازه و اما بعد

منظورم از عنوان پست که شعر زیبایی هست که خودم سرودم این هست که بعضی وقتا یک عده هستند که میخواد به هر قیمتی شده کد بزنند و همه چیز رو خودشون پیاده کنند من روی صحبتم با این دسته از عزیزان هست که عموما دانش کمی دارند و سعی دارند با از صفر نوشتن همه چیز خودشون رو به اثبات برسونند و اگر روی اهداف پروژه‌ای که دارند انجام میدند باهاشون بحث کنی قشنگ این مسئله رو درک میکنی که هدف پروژه برآورده کردن نیازها به بهترین شکل نیست بلکه فقط میخواند خودشون اون رو پیاده کنند تا هم به خودشون هم به بقیه ثابت کنند خیلی خفن هستند.

ولی برای علمی تر شدن بحث اجازه بدید چند قدم بریم عقب و از دید کلی تری به قضیه نگاه کنیم :

ادامه مطلب...
۱۷ آذر ۹۷ ، ۲۳:۱۹ ۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهنام صباغی

دانشگاه یا دانشکاه

با سلام خدمت دوستان میخوام یه مبحثی که از ته ذهنم گذر میکنه رو باز کنم.

من با ساختار درس و دانشگاه فعلی مشکل دارم البته من توی یک دانشگاه دولتی به مدت 4 سال درس قرار بود بخونم. میگم قرار بود چون نخوندم و ترم 8 انصراف نامه رو تقدیم دانشگاه کردم و باز اسم نوشتم دانشگاه البته اینبار دانشگاه پیام‌نور که کمتر اساتید عزیز به دست و پام بپیچند برای حضور و غیاب و البته از این نمیشه گذشت که دلیل اصلیم برای ثبت نام دوباره این بود که سربازیم رو عقب بندازم چون الان توی دوره‌ای هستم که دارم با سرعت پیش میره و دو سال نگهبانی افتابه دادن به شدت منو از زندگیم عقب میندازه و چرخ‌های پیشرفتم رو که الان تازه دارند درست درمون راه میرند رو در هم می‌کشنه.

شاید یک عده تا به اینجای کار باهام موافق باشند یک عده مخالف ولی چیزی که مهمه اینه که من بعد 4 سال هیچ مدرکی ندارم ولی آدمی هستم که این 4 سال چندین برابر اون شاگرد اولی که با معدل 19 فارق شد مطالعه کردم و از علمی که به دست آوردم استفاده کردم.

ادامه مطلب...
۰۹ آذر ۹۷ ، ۲۲:۲۷ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهنام صباغی

انواع معماری اتصالات سیگنال و اسلات در کیوت بین c++ و qml

با سلام خدمت دوستان عزیز چندی پیش در پی مسائلی که برام پیش اومد نیاز شد توی یک برنامه که هسته سی پلاس پلاس داره و کاملا با سی پلاس پلاس هست از کیو ام ال استفاده کنم ولی جالب بود دو روشی که قبلا میشناختم برای این کار جوابگوی نیازم نبود اما اجازه بدید اول روش های قبلی رو با مثال توضیح بدم برای دوستانی که اون رو روش رو بلد نیستند :

 

ادامه مطلب...
۰۶ آبان ۹۷ ، ۰۱:۰۶ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بهنام صباغی

اطلاعات زیاد کم ارزش یا اطلاعات کم پر ارزش

خب طبق معمول خیلی وقت ندارم ولی این عنوان رو دیدم توی دیجیاتو نتونستم ساکت بمونم

بازیکنی که روزانه ۱۲ ساعت پای Quiz of Kings می‌گذراند: کاملا ارزشش را داشت

خب توی این خبر عنوان شده طرف وقتی معتاد بازی شده خانواده مخالفت کردند ولی وقتی فهمیدند محوریت بازی سوال و جواب هست دیگه بهش گیر ندادند و خودشون هم درگیرش شدند .

خب اصلا به این که چقدر گرفته دیجیاتو که این تبلیغ محض رو بدون درج [رپورتاژ آگهی] توی عنوانش بذاره ولی از کنار این نتونستم بگذرم که به ملت توهم دانایی میدند با سوال و جواب های بی سر و ته و مسخره که توی هیچ مرحله ای از زندگی افراد به دردشون نمیخوره در واقع روی سوال و جواب و بالا بردن آگاهی تبلیغ میکنند ولی روز به روی مردم رو از مطالعه درست درمون در راستای یک هدف خاص و ارتقاع شخصیتی دور میکنند .

تمام اپ های این دسته چه بازی کلمات باشند چه پرسش و پاسخ ب چندین دلیل اصلا محتوای بدرد بخوری ندارند

  1. اول این که اینها عامه پسند هستند و سعی میکنند همه افراد از همه اقشار جامعه رو جذب کنند پس نمیتونند وارد مباحث سنگین بشند
  2. دلیل دیگه این هست که اینها میخواند مردم حس دانایی بکنند و قطعا کسی حاضر نمیشه بازی که سوالات و محتوای سنگین داره رو بازی کنه و مدام شکست بخوره پس سوالات آبکی میشند و بدون محتوا تا حس قدرت به افراد دست بده
  3. ابن بازی ها طراحی حداقلی دارند یعنی این که نمیشه توی یه سوال تست که باید توی زمان مشخص جواب داده بشه یک مبحث مهم و بزرگ و چالشی رو عنوان کرد چون کاربر ها توقع دارند با گزینه های مقابل هم روبرو بشند تا بتونند جواب رو پیدا کنند
  4. و در آخر اگر یک قدم عقب تر بریم حتی اگر فرض کنیم کاربر داره این مسائل رو یاد میگیره و یک مجموعه بزرگ از سوال و جواب های این چنینی هست بازم کمکی به کسی نمیکنه یعنی دونستن همه سوالات و جواب های مسخره و عمومی این بازی ها کمکی به فرد در زندگی نمیکنه نه از نظر شخصیتی نه از نظر موقعیت شغلی و اقتصادی اینها صرفا دارند افراد رو درگیر میکنند تا از مسیر باز بمونند

به نظر من توسعه همچین بازی با این نحوه تبلیغ و تاکید روی دانش و یادگیری و از طرفی پر کردن این اپ با سوالات بی استفاده و مسخره تحت عنوان اطلاعات عمومی یک خیانت به جامعه هست خیانت به جامعه ای که میتونه مطاله کنه تحلیل کنه بنویسه و بفهمه کم نیستند کسانی که از درس و زندگیشون زدند که بازی کنند کم نیستند کسانی که سر کلاس وقتی استاد داره یک مبحث مهم رو تدریس میکنه مشغول بازی هستند و اصلا توجهی ندارند کم نیستند کسانی که کتاب خوندن رو کنار میذارند تا از هیجان توخالی این بازی و بازی های از این دست جا نمونند .

ای کاش مردم بجای پول پرستی فقط یکم به فکر جامعه بودند و در راستای بهبودش قدم بر میداشتند نه این که از وضع نابسامانش استفاده کنند برای پول در آوردن .

۰۹ تیر ۹۷ ، ۱۳:۳۲ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بهنام صباغی

علف هرز

بچه که بودم وقت آزادم از درس رو توی گلخونه بابام مشغول بودم همیشه علف های هرز رو از خاک بیرون میکشیدیم و دور مینداختیم من اوایل درست نمیتونستم علف هرز رو از گل تشخیص بدم چون هردوتا گیاه بودند و سبز رنگ شناختشون مهارتی میخواست که شاید توقع داشتن اون مهارت از یه بچه زیاد باشه برای همین بعد از کلی تلاش که سعی میکردند از راه نشون دادن علف و گل بهم تفاوتهاشون رو بفهمونند آخرش میگفتند اونی که وسط گلدونه و از همه بزرگتره گله بقیه علف هرزند ولی مشکل اینجا بود که همیشه اینطوری نبود یعنی بعضی وقتا گله دقیقا وسط نبود یا بعضی وقتا یکی از این علف ها انقدر خوشگل بود و بزرگ که آدم دلش نمیاومد اون رو از خاک بیرون بکشه معمولا من گل و بقیه علف ها رو میکندم و علف بزرگه رو میذاشتم بمونه و البته کلیم سر این کارهام دعوام کرد بابام 🤣
یکم که بزرگ تر شدم دیگه میتونستم تشخیص بدم ولی هنوز به علف های هرز امید داشتم یروز یکیشون رو که از خاک بیرون اورده بودم تمیز شستم و توی یه گلدون جدا کاشتم و گذاشتمش یه جایی که کسی نبینه بعد یه مدت جون گرفت اوردم نشون بابام دادم بهم گفت
-‏ این به درد نمیخوره کسی حاضر نیست اینو بخره توی خونش نگهداری کنه
درکش برام سخت بود ولی باهاش کنار اومدم بعدها یه وقتایی بوته گوجه توی گلدون ها در میومد و باید با اونها هم مثل علف هرز برخورد میکردیم یعنی باید میکندیم مینداختیم دور ولی دیگه برام سخت نبود چون فهمیده بودم هر چیزی جایی داره جای گوجه توی گلدون گل نیست همینطور جای علف هرز هم توی گلدون نیست
از اونجا یاد گرفتم اگر جایگاهم رو نشناسم و توی یه جایگاه درست قرار نگیرم فرقی نمیکنه به اندازه بوته گوجه مفید باشم یا اندازه علف هرز به هر حال باهام برخوردی که باید نمیشه .

به همین خاطر ادم باید همیشه جایگاهش رو درست بشناسه میتونم مثال های زیادی بزنم از جایگاه اشتباه مثلا وقتی من دارم سی پلاس پلاس کار میکنم و تمام تمرکزم روش هست اگر توی یک گروهی باشم که سیشارپ کار میکنند قطعا وقتی حرف میزنم باهام برخورد درستی نمیشه یا برعکسش .

اگر بتونی جایگاه درستت رو بشناسی روز به روز ارزشمند تر میشی اگرم نشناسی که وای به حالت ...

۰۱ تیر ۹۷ ، ۱۴:۰۰ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهنام صباغی

زنبور ها نمیتونند عسل بفروشند

همونطور که میدونید زنبور ها نمیتونند عسل بفروشند ولی زنبور عسل میتونه عسل درست کنه .
توی کار واقعی بهتره هرکس جای خودش رو بشناسه و جایی کار بکنه که بهتر از پسش بر میاد و کسی برای اون حوزه نیست .
چیدن مهره‌ها یک عمل کاملا استراتژیک هست اجازه بدید چند سناریو موجود رو بررسی کنیم .


۱ - آیا بهتره هرکس توی کار بره سراغ قسمتی که بیشتر بهش علاقه داره ؟

ادامه مطلب...
۱۵ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۴۸ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بهنام صباغی

اشتراک یک تجربه قسمت چهارم : شرایط کاری خوب یا بهتر یا عالی یا عالی تر ؟

با سلام

ببخشید این یکی خیلی دیر شد چون برای یک سفر کاری رفته بودم تهران و دیشب برگشتم . این تهران رفتن رو گفتم که یه مقدمه ای باشه بر شروع این قسمت .

تا اونجا گفتم که یزد مشغول به کار بودم و داشتم با اتریش هم همکاری میکردم ولی بیشتر درگیر کار یزد بودم چون به شدت گیر افتاده بودیم و نیاز بود بیشتر وقت بگذاریم یکروز سر کار توی شرکت یزد توی تلگرام یکی بهم پیام داد و گفت

- سلام خوبی آقای صباغی؟

من - سلام بفرمایید ممنون خوبم شکر خدا شما هم  انشالله خوب باشید

- ممنون شما ساکن تهران هستید ؟

من - خیر چطور ؟

- یه پیشنهاد کاری داشتم براتون دوست ندارید ساکن تهران بشید ؟

من - بفرمایید میشنوم

یک لحظه نمیدونم چرا تمام مشکلاتی که توی کار یزد بود توی ذهنم گذشت از عقب و جلو شدن قول و قرار ها و حقوق پایینی که خودم برای این که کار برام بشه نمونه کار قبول کرده بودم و این که مجبورشدم کاری که قرار بود دور کاری باشه رو بکنم کار تمام وقت حضوری و بعد این که مرخصی گرفتم از دانشگاه  که بتونم روی کار اتریش وقت بذارم ولی بیشتر چربیده سمت یزد و در انتها نگاهی به تاریخ کردم دیدم یک هفته بیشتر به انتهای قرارداد حدودا 4 ماهم بیشتر نمونده بود

من - پیشنهاد از کارهای فعلیم بهتر باشه چرا که نه

 

ادامه مطلب...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۳۹ ۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بهنام صباغی

اشتراک یک تجربه : قسمت سوم اولین پروژه و شروع کار جدی

بنام خدا

خب به اینجا رسیدیم که از پروژه گرفتن نا امید شده بودم و میخواستم برم توی گلخونه پدری مشغول به کار بشم که پروژه قرعه کشی بهم خورد همون زمان که داشتم اون رو انجام میدادم یکی از دوستان بهم پیام داد توی تلگرام و گفت

ـ یه پروژه هست میتونی بزنی ؟

من در مورد پروژه و زمانش پرسیدم بهم یه پی دی اف داد دیدم پروژه بهش میخوره سنگین باشه و صنعتی هم هست برای یک معدن بود انگار ولی درست نمیدونستم چی هست و چی میخواند و زمان گفته شده هم دو ماه بود به نظرم کم اومد گفتم یک نفری نمیشه انجام داد و بیخیالش شدم چند ده دقیقه ای بعد یکی پیام داد گفت

- سلام جناب صباغی راستش ما یه پروژه داریم

من شک کردم حتما همونه ولی به روی خودم نیاوردم( با عرض معذرت از مدیر شرکتی که توش کار میکردم برای همین پروژه معدن در واقع ایشون بهم پیام دادند )

گفتم ـ خب بفرمایید چی هست پروژتون و چقدر زمان داره

مدیر ـ والا ما برای فاز اولش دو ماه زمان در نظر گرفتیم و از شما میخوایم مشاور ما باشید توی این پروژه ما خودمون یک شرکت نرم افزاری هستیم که تجربه کمی توی این زمینه داریم میخواستیم اگر امکانش هست شما به تیممون آموزش بدید و انشاء الله کار رو پیش ببریم البته پروژه احتمالا تا عید ادامه داره ولی برای فاز اول زمانی که داریم محدوده

من پیش خودم حساب کردم دیدم من اگر یک نفری هم میدادند بهم این پروژه رو میتونستم توی سه ماه انجام بدم حالا که خودشون سه تا نیرو دارند و قراره آموزش بدم که صد درصد کار تموم میشه و مشکلی نیست

در مورد خود پروژه هم گفت : ما میخوایم یه مدل سه بعدی معدن رو نشون بدیم و روش بتونیم نواحی رو انتخاب کنیم

بهش گفتم اگر امکانش هست یه مهلتی بدید بررسی کنم خبر میدم

رفتم توی مثال های کیوت (Qt) دیدم همچین مثالی رو اصلا خودش داره که یه مدل سه بعدی نشون داده و با کلیک روش یه ناحیه انتخاب میشه اومدم بهش گفتم

ـ مشکلی برای انجامش نیست خود کیوت هم مثال ازش داره

از مثال کیوت هم براش فیلم فرستادم به شدت شگفت زده شد و گفت

- این دقیقا همون چیزی هست که ما میخوایم فقط با یکم تغییر پس میتونیم همکاری داشته باشیم ؟

راستش برام خیلی عجیب بود که چرا وقتی فهمید مثال آمادش هست و میتونه با کمی تغییر بکندش اونی که میخواد چرا منو مپیچوند ؟ منم قول کردم و گفت

- اگر لازم باشه برای مدت مثلا یک هفته بیاید یزد برای آموزش تیم که مشکلی ندارید ؟

من ـ نه مشکلی نیست لازم باشه میتونم بیام در حد یک هفته

مدیر - بی زحمت نمونه کارهاتون رو برام بفرستید بررسی کنم

اینجا بود که انگار آب یخ ریختند روم چون خیلی نمونه کار بزرگی نداشتم که بشه ارائه داد ولی یه دوره آموزشی داشتم و یه کتاب ترجمه شده از روی یه مقاله روی وب و یه پروژه بازی دوز با کیوت و چند تا خورده پروژه دیگه همون ها رو با آب و تاب توضیح دادم براش و فرستادم

مدیر - پس من بهتون خبر میدم

ادامه مطلب...
۱۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۳:۱۹ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
بهنام صباغی