تولید کننده آموزش و محصولات مبتنی بر برنامه نویسی مدرن

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کار» ثبت شده است

زنبور ها نمیتونند عسل بفروشند

همونطور که میدونید زنبور ها نمیتونند عسل بفروشند ولی زنبور عسل میتونه عسل درست کنه .
توی کار واقعی بهتره هرکس جای خودش رو بشناسه و جایی کار بکنه که بهتر از پسش بر میاد و کسی برای اون حوزه نیست .
چیدن مهره‌ها یک عمل کاملا استراتژیک هست اجازه بدید چند سناریو موجود رو بررسی کنیم .


۱ - آیا بهتره هرکس توی کار بره سراغ قسمتی که بیشتر بهش علاقه داره ؟

ادامه مطلب...
۱۵ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۴۸ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بهنام صباغی

اشتراک یک تجربه قسمت چهارم : شرایط کاری خوب یا بهتر یا عالی یا عالی تر ؟

با سلام

ببخشید این یکی خیلی دیر شد چون برای یک سفر کاری رفته بودم تهران و دیشب برگشتم . این تهران رفتن رو گفتم که یه مقدمه ای باشه بر شروع این قسمت .

تا اونجا گفتم که یزد مشغول به کار بودم و داشتم با اتریش هم همکاری میکردم ولی بیشتر درگیر کار یزد بودم چون به شدت گیر افتاده بودیم و نیاز بود بیشتر وقت بگذاریم یکروز سر کار توی شرکت یزد توی تلگرام یکی بهم پیام داد و گفت

- سلام خوبی آقای صباغی؟

من - سلام بفرمایید ممنون خوبم شکر خدا شما هم  انشالله خوب باشید

- ممنون شما ساکن تهران هستید ؟

من - خیر چطور ؟

- یه پیشنهاد کاری داشتم براتون دوست ندارید ساکن تهران بشید ؟

من - بفرمایید میشنوم

یک لحظه نمیدونم چرا تمام مشکلاتی که توی کار یزد بود توی ذهنم گذشت از عقب و جلو شدن قول و قرار ها و حقوق پایینی که خودم برای این که کار برام بشه نمونه کار قبول کرده بودم و این که مجبورشدم کاری که قرار بود دور کاری باشه رو بکنم کار تمام وقت حضوری و بعد این که مرخصی گرفتم از دانشگاه  که بتونم روی کار اتریش وقت بذارم ولی بیشتر چربیده سمت یزد و در انتها نگاهی به تاریخ کردم دیدم یک هفته بیشتر به انتهای قرارداد حدودا 4 ماهم بیشتر نمونده بود

من - پیشنهاد از کارهای فعلیم بهتر باشه چرا که نه

 

ادامه مطلب...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۳۹ ۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بهنام صباغی

اشتراک یک تجربه : قسمت سوم اولین پروژه و شروع کار جدی

بنام خدا

خب به اینجا رسیدیم که از پروژه گرفتن نا امید شده بودم و میخواستم برم توی گلخونه پدری مشغول به کار بشم که پروژه قرعه کشی بهم خورد همون زمان که داشتم اون رو انجام میدادم یکی از دوستان بهم پیام داد توی تلگرام و گفت

ـ یه پروژه هست میتونی بزنی ؟

من در مورد پروژه و زمانش پرسیدم بهم یه پی دی اف داد دیدم پروژه بهش میخوره سنگین باشه و صنعتی هم هست برای یک معدن بود انگار ولی درست نمیدونستم چی هست و چی میخواند و زمان گفته شده هم دو ماه بود به نظرم کم اومد گفتم یک نفری نمیشه انجام داد و بیخیالش شدم چند ده دقیقه ای بعد یکی پیام داد گفت

- سلام جناب صباغی راستش ما یه پروژه داریم

من شک کردم حتما همونه ولی به روی خودم نیاوردم( با عرض معذرت از مدیر شرکتی که توش کار میکردم برای همین پروژه معدن در واقع ایشون بهم پیام دادند )

گفتم ـ خب بفرمایید چی هست پروژتون و چقدر زمان داره

مدیر ـ والا ما برای فاز اولش دو ماه زمان در نظر گرفتیم و از شما میخوایم مشاور ما باشید توی این پروژه ما خودمون یک شرکت نرم افزاری هستیم که تجربه کمی توی این زمینه داریم میخواستیم اگر امکانش هست شما به تیممون آموزش بدید و انشاء الله کار رو پیش ببریم البته پروژه احتمالا تا عید ادامه داره ولی برای فاز اول زمانی که داریم محدوده

من پیش خودم حساب کردم دیدم من اگر یک نفری هم میدادند بهم این پروژه رو میتونستم توی سه ماه انجام بدم حالا که خودشون سه تا نیرو دارند و قراره آموزش بدم که صد درصد کار تموم میشه و مشکلی نیست

در مورد خود پروژه هم گفت : ما میخوایم یه مدل سه بعدی معدن رو نشون بدیم و روش بتونیم نواحی رو انتخاب کنیم

بهش گفتم اگر امکانش هست یه مهلتی بدید بررسی کنم خبر میدم

رفتم توی مثال های کیوت (Qt) دیدم همچین مثالی رو اصلا خودش داره که یه مدل سه بعدی نشون داده و با کلیک روش یه ناحیه انتخاب میشه اومدم بهش گفتم

ـ مشکلی برای انجامش نیست خود کیوت هم مثال ازش داره

از مثال کیوت هم براش فیلم فرستادم به شدت شگفت زده شد و گفت

- این دقیقا همون چیزی هست که ما میخوایم فقط با یکم تغییر پس میتونیم همکاری داشته باشیم ؟

راستش برام خیلی عجیب بود که چرا وقتی فهمید مثال آمادش هست و میتونه با کمی تغییر بکندش اونی که میخواد چرا منو مپیچوند ؟ منم قول کردم و گفت

- اگر لازم باشه برای مدت مثلا یک هفته بیاید یزد برای آموزش تیم که مشکلی ندارید ؟

من ـ نه مشکلی نیست لازم باشه میتونم بیام در حد یک هفته

مدیر - بی زحمت نمونه کارهاتون رو برام بفرستید بررسی کنم

اینجا بود که انگار آب یخ ریختند روم چون خیلی نمونه کار بزرگی نداشتم که بشه ارائه داد ولی یه دوره آموزشی داشتم و یه کتاب ترجمه شده از روی یه مقاله روی وب و یه پروژه بازی دوز با کیوت و چند تا خورده پروژه دیگه همون ها رو با آب و تاب توضیح دادم براش و فرستادم

مدیر - پس من بهتون خبر میدم

ادامه مطلب...
۱۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۳:۱۹ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
بهنام صباغی